لوله سياسي

محمود صدري

از سال 1918 ميلادي كه انقلابيون روسي، انگليسي‌ها را از قفقاز عقب راندند تا يك دهه پيش، جهان غرب به منابع نفتي اين منطقه با حسرت مي‌نگريست. رقابت و كشمكش 70 ساله اتحاد شوروي با بلوك غرب كه پس از آن واقعه آغاز شد، به آمريكا و متحدان اروپايي‌اش مجال نداد كه به قفقاز، آسياي مركزي و بالكان نزديك شوند. اما 15 سال پيش كه اتحاد شوروي فرو ريخت، اين روند تغيير كرد و به تدريج، مناطقي كه زماني پاره‌هاي امپراتوري سوسياليسم جهاني بود، زير نگين ايالات متحده رفت. جمهوري آذربايجان نقطه آغازين اين چرخش بود. اين جمهوري كوچك قفقاز، يك دهه پيش با اسرائيل و تركيه يك پيمان امنيتي امضا كرد كه آمريكا آن را ستود و براي تحكيم آن به كمك تركيه و جمهوري آذربايجان شتافت. آمريكا به تركيه كمك كرد كه به عضويت اتحاديه اروپا درآيد و جمهوري آذربايجان را در برابر همسايگان و رقباي منطقه‌اي تقويت كرد.

مهم‌ترين كاري كه آمريكايي‌ها در اين زمينه انجام دادند، فراهم كردن فضاي سياسي مناسب براي احداث خط لوله باكو ـ تفليس ـ جيحان بود. اين خط لوله كه به صورت آشكار، براي مهار منطقه‌اي روسيه و ايران طراحي شده بود، به پشتيباني‌هايي نياز داشت كه فقط آمريكا از عهده آن برمي‌آمد. آمريكا براي تامين چنين فضايي به رهبران باكو تضمين داد كه از ناحيه روسيه و ايران نگران نباشند و به سرنگوني رقيبان حيدرعلي‌اف رييس‌جمهور پيشين آذربايجان در جمهوري گرجستان كمك كرد.

همچنين در جنگ قره باغ به صورت تلويحي جانب آذربايجان را گرفت و ارمنستان را تضعيف كرد و در نهايت اين استراتژي را علني كرد كه رونق نفت در قفقاز، كشورهاي خاورميانه و خليج فارس به ويژه ايران را در تنگنا قرار خواهد داد. از همان آغاز كار معلوم بود كه براي آمريكايي‌ها اهميت سياسي اين خط لوله بيش از اهميت اقتصادي آن است. زيرا نخستين تحليل‌هاي كارشناسي درباره اين خط لوله حكايت از اين داشت كه هزينه 4ميليارد دلاري طرح، توجيه اقتصادي ندارد و اگر جمهوري آذربايجان اين طرح را از طريق ايران انجام دهد، به جاي 1700 كيلومتر  خط لوله، كمتر از 300 كيلومتر خط لوله، لازم است و هزينه طرح به يك ششم كاهش مي‌يابد. اما سياست بر اقتصاد غلبه كرد و خط لوله‌اي كشيده شد كه قرار است به مثابه رشته‌اي سياسي، پيوندهاي استراتژيك تركيه، گرجستان و جمهوري آذربايجان را مستحكم كند و از همنشيني آنها با اسرائيل، اردوگاهي امنيتي در قفقاز، آسياي مركزي و خاورميانه شكل بگيرد تا روياي 70 ساله غرب براي بازگشت به اين مناطق محقق شود.

دنياي اقتصاد